تو بودی
دب اکبر گم شد
مرد خانهایام كه استوار نیست مرا
شیفتهی گیشاییام كه همجوار نیست مرا
از میان خیزرانهای سربلند
رهسپار راهیام كه آشكار نیست مرا
پی ریزی صحنه ای که عرصه هنرنمایی عموم مردم باشد، به بالندگی فرهنگ آن ملت کمک شایانی میکند. چرا که اگر این هنرنمایی، همراه با قضاوت داوران صاحب نظر و همچنین خود مردم باشد، به طور مستقیم سبب کشف استعدادهای گوناگون و حمایت و هدایت آنها در مسیر بالندگی خواهد شد. استعدادهایی که سرمایه اصلی یک کشور هستند.
کشور انگلستان یکی از چند کشوری است که در سالهای اخیر، چنین صحنه ای را طرح ریزی و اجرا کرده، با نام Britain's Got Talent.
تمامی اهالی انگلستان، شانس شرکت در این برنامه را دارند. در مراحل اولیه این برنامه، افراد شرکت کننده به اجرای هرآنچه در حیطه سرگرمی (Entertainment) قرار گیرد، می پردازند. اجراهایی دربرگیرنده خوانندگی، نوازندگی، رقص، نمایش موزیکال، کمدی و... موفقیت در مرحله اولیه منوط به جلب نظر موافق 2 داور از 3 داور برنامه است، اما در مراحل بعدی، یعنی نیمه نهایی و نهایی، عموم مردم، برندگان را با رای تلفنی خود برمیگزینند.
تقابل و تعامل اجراکنندگان و داورها و تماشاگران، صحنه های بسیار زیبایی را در این برنامه می آفریند. مثلا آنجا که "سوزان بویل"، با نمایش غیرمنتظره ی توانایی خوانندگی خود، موجب میشود یکی از داوران، "آماندا هولدن"، به گناه خود در قبال قضاوت زودهنگام و ناشایست در مورد این زن روستایی اعتراف کند. یا آنجا که "سایمون کاول"، با نکته سنجی تمام، به "لیام مک نالی" چهارده ساله میگوید که سعی کند تا به دوران بلوغ نرسیده، از صدای خود نهایت لذت را برده و این لحظات را به خاطر بسپارد. یا زمانی که "جینی کاتلر" هشتاد ساله حتی برای ورود به صحنه، از یکی از افراد دست اندرکار کمک میگیرد، اما پس از ورود، با وجود اندام ریزنقش خود، هجمه صدای کم نظیری از حنجره بیرون میدهد و درباره رضایت کامل خود از زندگیش آواز میخواند. اما ورای همه اینها، تو میبینی که دوستی و رابطه ی سازنده، در اوج قله ی ارزشها قرار میگیرد، و تراوش اشک از چشم شرکت کنندگان، گواهی است برای آن!
تماشای این برنامه، لذت خاصی را در من ایجاد میکند، اما در نهایت مرا وامیدارد به این فکر کنم که چرا گربه های ایرانی از چنین صحنه هایی محرومند؟!
هیچ جوابی توجیه کننده این محرومیت نیست، اما من خوش دارم امیدوارانه به آینده نگاه کنم و زمانی را مجسم کنم که ما نیز در کشورمان چنین صحنه هایی را به راه انداخته ایم. اگر چنین شود، دوست دارم یکی از آن دو نفری باشم که شرکت کنندگان در برنامه را بر روی صحنه راهنمایی میکنند.